آدم و حوا 3
در راستای پستای قبلیم، باید بگم که آدم و حوا اون موقه که میوه ی ممنوعه رو خوردن و شرت رو اختراع کردن، یه سوال پیش می یاد که اصلاً واسه چی سعی کردن خودشون رو با برگ بپوشونن؟ خو خودشون 2تا بودن کلاً. اصلاً شرت برا چی شون بوده؟
Add comment 2010/02/08
ناتانائیل
ناتانائیل، ای کاش زیبایی در نگاه تو باشد، نه در آن چیزی که به آن می نگری
ناتانائیل، مرد باش “ان” رو نگا کن و بگو ببین چقد قشنگه
پ.ن : ان می تونه هر چیزی یا موجودی یا آدمی یا هر چیز دیگه ای باشه
Add comment 2010/02/05
آدم و حوا 2
می گم این آدم و حوا، چرا قبل از اینکه اون میوه ممنوعه رو بخورن بچه دار نشدن؟
Add comment 2010/02/04
خو نکن
1- علی جان ببخشید انقد باعث زحمت می شم
2- خو نشو
3- علی جان ببخشید انقد کار بت می گم
4- خو نگو
5- علی جان ببخشید دیگه. من هی شرمنده می شم
6- خو نشو
7- علی جان ببخشید. می دونم وختت تنگه منم هی وختتو تلف می کنم
8- خو نکن
پ.ن : حیف که این سطر های زوج رو آدم فقط می تونه تو دلش بگه
پ.ن 2 : والا
3 comments 2010/02/03
بین الخطین
و بدانید که کسانی که بین خطوط رانندگی نمی کنند و قدرت درک آن را ندارند، همان ها هستند که در کودکی “لِی لِی” بازی نکرده اند
Add comment 2010/02/02
ژانر
اینا که هروخ از دستشویی بیای، بت می گن خسته نباشید
پ.ن : شرایطش هم اصلاً مهم نیس. ممکنه اون لحظه بعد از 12 سال دیده باشنت ولی این حرفو می زنن
Add comment 2010/01/31
شکفتن احساسات
و من بالاخره بعد از کلی کلنجار با خودم، به این نتیجه رسیدم که بچه ی برادرم رو از لپتاپم بیشتر دوس دارم
Add comment 2010/01/31